اهای خدا خسته ام بفهم
ای خدا زندگیم نقش بر ابه حال قلب عاشقم بدجور خرابه قسمت میدم که جونم و بگیری زنده بودن واسه من عین عذاب تو که از حال دلم با خبری چرا گریه هام نداره اثری به چه جرمی ای خدا بگو به من داری ابروی من رو میبری؟؟؟؟؟
تمومش کن خدا دیگه بریدم به هر چی که نمیخواستم رسیدم تمومش کن تمومش کن خدایا دیگه بسه عذاب قبر کشیدم دارم زجه زنون به پات میوفتم تو میبینی ولی انگار نه انگار.............
خیلی بده نتونن بفهمنت خیلی. اگه مسعود هم نداشتم تا الان نابود شده بودم....
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بسلامتی داره تموم میشه
به به میبینم که این روزا هم داره تموم میشه و......
من میگم کسی نمیتونه مارو از هم جدا کنه قبول نمیکنن. به به چه حالی بده شروع عشق بازی هامون هورااااااااا
دیگه این روزا بر وفق مراد منه یه چند مدت دیگه هم بغل و لبش و به به دیگه گفتنی نیست...........
دوستت دارمیییییییییییییییییییییییییی..........................

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بازم ی روز دور از تو:
مسعود دارم دیوونه میشم کجایی چیکار داری میکنی؟؟؟؟؟؟ امروز دوستتو دیدم خیلی نارحت شدم تو باهاش نبودی نتونستم ببینمت. بدجوری بغض کردم خواستم گریه کنم..... اخ که چه دردی میکشم اخه خدا این رسمشه؟؟؟؟؟ چرا اینقد مارو بازی میدی؟؟؟؟؟ نذار بیشتر از این ازت............
مسعودم دعا کن زود تموم شه فقط دعا کن
دوستت دارم
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
نامه:
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی
آره،بازم منم ،همون دیونه ی همیشگی
فدای مهربونیات،چه میکنی با سرنوشت؟
دلم واست تنگ شده بود،این نامه رو برات نوشت
حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه
دیشب دلم گرفته بود،رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا،یا منو پیشت برسون
فدای تو،یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه
غم غریبی عزیزم زرد وشکسته ات نکنه
اگه واست زحمتی نیست برسر عهدمون بمون
منم تورو سپردمت دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد،منو خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون ،با ابرا همسفر شدیم
تنها دلیل زندگی،با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم
دلم واست شور میزنه،این دلو بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن
نورشونوبدرقه ی پاکی خنده هات کنن
نامه داره تموم میشه،مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقی وبی انتها
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
بی تو
![ke6%20%2816%29[1].gif](http://img4up.com/up2/54714369661112574800.gif)
اسمان ان شب کمی اشفته بود ماه غمگین بود و گویا خفته بود
سایه بود و خالی از مهتاب شب من اسیر غم در ان گرداب شب
دل ز نوش غم چو مستان گشته بود بغض من بشکست ان شب ناگهان
از صدای ساز بی وقت شبان
![2q3vh4h[1].gif](http://img4up.com/up2/55643322919874874011.gif)
عشق با او برگ پایانی نداشت خشک چشمم زره بارانی نداشت
این خراب اباد دل اباد بود کوه ویران برد با فرهاد بود
عشق بر هر کس سرایت کرده است از جدایی ها روایت کرده است
حاصلش تنها فقط رسوا شدن نا گهانی غرق در غم ها شدن
من ندانستم دو چشمم کور بود خواب و رویایی سراسر شور بود
در خیالی خام همچون حور بود اشنایم بود و لیکن دور بود
صورتم بهرش پر از چین گشته است یارم از کدامین گشته است
با خیالش صبح را شب میکنم شب به شب از دوریش تب میکنم
تب به من حال رهایی می دهد نوشداروی جدایی می دهد
رقص اشک واه بر چشم ترم رقص شبنم های تب بر پیکرم
![c7uyv3vujjl90380il[1].gif](http://img4up.com/up2/91368327724485384529.gif)
از جدایی پاکوبی می کنند بهر این دل کار خوبی می کنند
سوز دل از اتشش فریاد شد سر نوشتم بدتر از فرهاد شد
باتوام فرهاد شیرینت چه شد ارزوی پاک دیدنت چه شد
باز کوه بیستون در انتظار مرگ شیرین حیله دشمن تبار
هان ای مجنون چرا اینگونه ای بر خیزید از خواب گران
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ایینه
کاش ایینه ای بودم من
که به هر صبح
تورا می دیدم
می کشیدم همه اندام تو رادر اغوش
سرواندام تو
باان همه پیچ ان همه تاب
انگه ازباغ تنت می چیدم
گل صد بوسه ناب
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
اِی کاش برسد....
گاهی چه غریبانه روزهای تلخ را سر می کنم
گاهی اوقات چه غریبم
گاهی چه دلتنگی رویم فشار می اورد
گاهی اوقات چه دلتنگم
چه دلگیرم
چه غمگینم از بی تو بودن
چقدر سخته بی چشمانت
بی دستانت
بی نگاهت و
بی اغوشت سر کردن
عشق سکوتی بین من وتوست
عشق سکوت پر از حرف است
حرفهای ناگفته بین ما...
دلم میخواست مانند پرنده ای بی پروا
در کنارت اوج بگیرم
ای کاش زودتر
برسد ان روز
که در اغوش هم عاشقانه ارام گیریم...
ای کاش برسد...
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
وقتی تو نیستی....................
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند، نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم
عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنم
باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد؛
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه میداند
شاید امروز نیز، روز مبادا باشد
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند، نه باید ها
هر روز بی تو روز مباداست
آیینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند
آیینه هایی که دعوت دیدارند
دیدارهای کوتاه،
از پشت هفت دیوار،
دیوارهای صاف،
دیوارهای شیشه ای شفاف،
دیوارهای تو...
دیوارهای من...
دیوارهای فاصله بسیارند
آه...
دیوارهای تو همه آیینه اند
و آیینه های من همه دیوارند...
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
***
عزیزم خیلی دنبال واژه گشتم دنبال یه چیزی که بتونه احساسم و نسبت بهت بیان کنه ولی... هیچ چیز پیدا نکردم. بذار راحت بگم مثل همیشه:
دوستت دارم خیلی بیشتر از خیلی!
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
شاید این منم!
اگر روزی دلت خواست گریه کنی به من بگو
قول نمی دهم بتوانم بخندانمت
اما میتوانم با تو گریه کنم.
اگر روزی خواستی از اینجا بروی نترس به من بگو
قول نمی دهم تو را از رفتن باز دارم
اما می توانم با تو بیایم
اگر روزی نخواستی صدای کسی را بشنوی به من بگو
قول می دهم سکوت کنم
اما اگر روزی صدایم کردی و پاسخی نشنیدی زود بیا و مرا ببین
"شاید این منم که به تسلای تو نیاز دارم"
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
خاطره:
پشت دیوارر حیاط
تو سکوت خلوت شب
با صدای نم نم بارون
من در آغوش تو
تو در آغوش من
چه لحظه زیبایی بود تورا بوسیدن
اما زمان کوتاه بود
و یک روز در پشت دیوار حیاط تنها به انتظار نشستم
تکیه بر دیوار زدم و گریه کردم
چون تو دیگر در آغوشم نبودی
تا گرمای تو قلب سردم را دوباره زنده کند
ولی یک خاطره زیبا در پشت حیاط یک ویلا بر جای ماند...

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تنهایی
از کوچه پس کوچه های قلبم روی خاک کویر تو پرسه میزنم .
به کجا خواهم رفت لمس دست تو خواب نیست پلها شکسته است.
شبها آسمان هم دیگر لالایی نخواهد گفت.
افسوس گهواره ام خالیست.
تو به یاد چه کسی نشسته ای؟
جاده تاریک است و کوچه بنبست.

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
******
گاهی که دلمبه اندازهء تمام غروبها می گیرد
چشمهایم را فراموش می کنم
اما دریغ که گریهء دستانم نیز مرا به تو نمی رساند
من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس
مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست
و کسی دلهره های بزرگ قلب کوچکم را نمی شناسد
و یا کابوسهای شبانه ام را نمی داند
با این همه ، نازنین ، این تمام واقعه نیست
از دل هر کوه کوره راهی می گذرد
و هر اقیانوس به ساحلی می رسد
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشد
از چهل فصل دست کم یکی که بهار است

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
داستان عشق این دختر و پسر:
پسر وقتی به خودش اومد دید که روی تخت بیمارستان زیر سرم خوابیده . چیزی یادش نبود میخواست از روی تخت بلند بشه که یه دست گرم از بلند شدنش جلو گیری کرد . برگشت و نگاه کرد دست پدرش بود تا حالا پدر رو اینطوری ندیده بود پدر طبق معمول تسبیح چوبی قشنگش توی دستش بود و شبنم اشکش ریش سفیدشو خیس کرده بود . خواست حرف بزنه که پدر بهش اشاره کرد آروم سرجاش بخوابه آخه دکتر گفته بود اصلا نباید تحت هیچ فشاری قرار بگیره پسر طبق معمول حرف پدر رو گوش کرد و آروم دراز کشید و خوابش برد .
وقتی چشماشو باز کرد دید مادر و پدر هر دو بالای سرشن مادر طبق معمول اشک توی چشماش جمع شده بود ولی پدر اینبار تونسته بود خودشو کنترل کنه . مادر بهش گفت : تو اصلا فکرشو نکن هر اتفاقی افتاده خواست خدا بوده . مادر اینو گفتو نم نم اشکش تبدیل به سیل شد برای همین پدر از اتاق بیرون بردش تا کمی آرومش کنه . توی ذهن پسر این جمله ی مادر تکرار میشد که : تو اصلا فکرشو نکن هر اتفاقی افتاده خواست خدا بوده ولی هرچی فکر میکرد معنی حرف مادر رو نمیفهمید .ادامه مطلب
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
ولنتاین عزیزم مبارک
ولنتاینت مبارک عشقم...... ایشالا که صدوبیستا ولنتاین دیگه هم با هم
باشیم.
عاشقتم عزیزم دوستت
داررررررررررررممممممممممممممممممممممممم ...........














::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
امشب از اون شبهاست
دلم همچو آسمان،پر از ابرهای بارانیست، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند....

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
عشق قشنگ تره یا دوست داشتن:
هنگام دیدن معشوق تپش قلبتون زیاد می شه...
اما وقتی کسی که دوستش داری رو می بینی احساس خوشحالی
می کنی...
هنگام عاشق بودن زمستان در نظر تون بهار است...
...اما وقتی کسی رو دوست دارید زمستان فقط زیباست...
...وقتی به کسی که عاشقشی نگاه می کنی خجالت می کشی...
...اما وقتی کسی رو دوست دارید نگاه می کنید لبخند می زنید...
...وقتی با معشوق خود روبرو میشی خجالت می کشی و دست و پا تو
گم می کنی...
...ولی هنگام رو برو شدن با کسی که دوستش داری را حت تری و می
تونی ابراز وجود کنی...
...عاشق بدون معشوقش دوام نمیاره و از پا در میاد...
...اما در صورت دوست داشتن غم دوری تنها چند روزیست...
...وقتی کنار معشوق خود هستین نمه تونی هر انچه در ذهن است
بیان کنی...
...اما وقتی کسی رو دوست دارید میتونی ذهنیت خود رو بیان کنی و
راحت تری...
...وقتی معشوق تو گریه می کنه تو هم گریه می کنی...
...اما در مورددکسی که دوستش داری سعی می کنی ارومش کنی...
...احساس عاشق بودن و درک اون از طریق بینایی است...
...اما درک دوستی از طریق شنوایی است...
...رابطه ی دوستی رو می توان پایان داد...
..اما هرگز نمی توان چشم خود رو به احساس عاشق بودن بست اگر
هم ببندیم...
..باز عشق همانند بذری از وجود ادمی می روید...

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
جدایی . . .
تا ماشین توقف کرد با آخرین سرعت شروع به دویدن کردم حتی در ماشین رو هم نبستم .
دکمه اسانسور رو فشار دادم اما منتظر نشدم که درش باز بشه و از پله ها رفتم.
در عرض چند دقیقه چهار طبقه اومدم بالا . ائنقدر آشفته بودم که حال خودم رو نمی فهمیدم
داشتم می لرزیدم اما نمی دونم از ترس بود یا از سرما؟!
به انتهای سالن رفتم در اتاق ?? رو که باز کردم دیدم خالیه! قلبم ریخت . یعنی کجا برده
بودنش؟؟!
گفتم حتما منتقلش کردن یه جای دیگه . سعی میکردم به خودم دلداری بدم با حرفهام.
رفتم طرف بخش پذیرش . از پرستار پرسیدم : ببخشید مریض اتاق ?? رو کجا منتقل کردن؟
ادامه مطلب
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
چه رنگیه عاشق شدن؟
از ته جاده اومدم
پای پیاده اومدم
برای دزدیدن تو
ساده ساده اومدم
عاشقتو آواره کن
فقط بهم اشاره کن
غم دل دیونه ی
اسیرماروچاره کن
بیا تو شهر دل من
فقط خودم فقط خودت
بگو غریبه ها برن
فقط فقط خودم خودت
کسی سراغمون نیاد
هیچکی جدامون نکنه
یه سربه خواب من بزن
فقط تویی تو فکر من
بگو برام بگو برام
چه رنگیه عاشق شدن

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
یک داستان عاشقانه و غم انگیز زیبا از یک دختر:
سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟
هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و...
گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسملنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنیدو ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش دوستدار تو (ب.ش)لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بودمعلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینیلنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگانلنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جواندستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشدآره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...لنا همیشه این شعرو تکرار می کردخواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشدخواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
22/11/90:
بازم ی روز فوق العاده. مسعوداغوشتو با دنیا عوض نمیکنم. وقتی تو
بغلمی قشنگترین احساس دنیا رو دارم. نمیدونم چجور احساسمو بیان
کنم یه احساس فراتر از یه دوست داشتن یه احساس بالاتر از عاشق
بودن یه احساس که هیچکس نمیتونه داشته باشه. وقتی چشماتو
میبینم زبونم بند میاد دیگه هیچ حرفی واسه گفتن ندارم داشتن تو
یعنی داشتن تمام چیزای خوب و قشنگ دنیا. اغوش تو یعنی بهترین
جای دنیا.لبای تو یعنی شیرین ترین و خوشمزه ترین چیز دنیا. تو یعنی
عزیز ترین فرد زندگیم تو دنیا.
دوستت دارم خیلی بیشتر از خیلی..........
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
20/11/90:
بهترین روز عمرم. یک روز فراموش نشدنی یک روز فوق العاده. یک روزی که تماما با عشقم گذشت کاش هیچوقت تموم نمیشد.
وابستت شدم و به تو کردم عادت دیونتم عشقم تو باید مال من باشی........
خدایا بازم از این روزا بیاد لطفا......
دوستت داررررررررررررررررررررررررم مسعودی
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
مسعودی؟
اخ که امشب چقدر احساس تنهایی کردم. هیچوقت نذار اینجوری بشکنم عزیزم. کاشکی میتونستی بفهمی بعضی از رفتارات چی به روز ادم میاره. همیشه وقتی دعوامون میشه زود میگم فراموشش کردم اره فراموشش میکنم ولی داغون میشم. کاشکی یکم درکتو میبردی بالاتر کاشکی اعتماد داشتی. همیشه ارزوم اینه که اگه ی نفر در موردم حرف میزنه بزنی تودهنش نه اینکه گوش کنی و بعد به من طعنه بزنی.دوست دارم هیچ کس و هیچ چیز رو به من ترجیح ندی شاید خیلی بچگونه باشه ولی واسه من خیلی مهمه. دوست دارم فقط به من نگاه کنی دوست دارم فقط با من بخندی دوست دارم همیشه رفتارات ثابت باشه مهربون و عاشق. وقتی باهام سرد حرف میزنی قلبم منفجر میشه. دلم میخواد همه ی عالم وادم بدونن که تو دوستم داری و فقط واسه خاطر خودم منو میخوای . دوست دارم همه بدونن روی من تعصب داری که جرات نکن هر چرتی از دهن کثیفشون اومد بیرون جلوی تو بزنن و توهم فقط گوش کنی......
ولی با همه اینا بازم میگم:
دیوانه وار عاشقانه دوستت دارم تمام
زندگیم نفسم..................
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
حرف مسعود خودم:
kashki vazhei bud ke tamame ehsasi ro ke be tarafe moghabel dari enteghal bede.kheyli bishtar az kheyli dooset daram khanumam.farzane ta hamishe male man bash chon ba raftanet bad mishkanam...bad
اینااااااااااااااااااااااا که این بالاست همش حرفای عزیزمه که گذاشته توی نظرات خصوصی. گذاشتمش اینجا تا همه ببینن..........
مسعودی من تنهات نمیذارم هیچوقت هیچوقت. تو هم تنهام نذار باشد؟
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
مسعود:
ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
یک سینه غزق مستی دارد هوای باران
از این خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم
شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر دیدگان تشنه
باید شود هویدا امشب دلم گرفته
ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
تقدیم به مسعودم:

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*
*
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
با من از رفتن سخن نگو:
با من از احتمال رفتن هم سخن مگو ، می ترسم .
ازهجوم خالی اطراف وقتی دیگر نباشی ،
از جادوی بی تفاوتی لغزیدن در مرداب فراموشی ...
از همه اینها می ترسم .
عزیز روزهای بارانی ام ،
می ترسم آن روزهایی را که راه خانه را گم می کنی ،
روزهایی که دستت به بلندی بنفش آسمان نمی رسد ،
روزهایی که یک جهان اضطراب سهم رویاهایت است ...
تنها بمانی .
می ترسم با مویه های باد در روزهای
ناگزیر تشویش تنها بمانی .
می ترسم ، آخر زیاد حوصله نداری .
می ترسم خدای ناکرده همه نسبت هایت
را با دالان های بازی مان انکار کنی !
بگویی : « من پروانه تر از این حرف هایم »
و پیله گی خود را از یاد ببری .
آی همبازی ... نکند همه روزهایی که بر
من بی تو می گذرد ، بی من باشی .
می ترسم دیر کنی ، آنقدر دیر که پیدایم نکنی .
می ترسم جایی زیر دست و پای
دلتنگی بمانم و تو هم دیر کنی .
می ترسم آنقدر دیر بیایی که کلید گم شود .
روزی بیایی بی کلید ، پشت در، زیر باران بمانی .
چه حرف هایی می زنم ...
من فقط ترسیده ام ، از احتمال نیامدن تو و نیامدن باران
همین .......
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::